تبلیغات
سایت عاشقانه آریا حسینی
X بستن


www.respina7.ir

خوش آمدید به سایت عاشقانه آریا حسینی

سایت آموزش مسائل جنسی و زناشویی

سایت رسپینا7
 

با سلام و احترام به دوستان عزیـــــزم
ممنونم از حضورتون تو وبــــــم
امیدوارم از مطالبی که میزارم
خوشتون بیاد

  :: مدیر وب سایت : smh arya
چه کسی رو مخاطب خاص صداش میکنی؟




» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :



   

خدا ما را کافیست و او بهترین حامیست

www.respina7.ir
انقلاب زندگی من…
1392/12/13 ساعت 14:49 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )
من این روزها ...
1392/02/5 ساعت 15:14 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )

 چند برگ پیش

همین جا

نوشته بودم

تربیتم بد بود

که مرا فدایی بزرگ کرده اند

نوشته بودم و نوشته بودم ...

ولی

یادم رفت

کنارش

کنار تمام آن سطر های تلخ

از شیرین ثانیه هایی بگویم

که با عشق خیره می شوم به آدمک ها

که فراموشم می شود بدی شان

روزهای سخت

یادم رفت بگویم

از زخم هایی که زود خوب شد

جایشان مثل دل بعضی ها چرک نکرد

کینه نشد

یادم رفت بگویم

نفس به نفس

دوست می نشانم روی زمین

یادم رفت برایت بگویم

چه حالی دارد دوست داشتن آدمک ها ...







خداحافظ ...
1392/02/5 ساعت 15:13 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )

خداحافظی سخت است

وقتی قرار باشد

دل بکنی از تمام دوست داشتنی ها

از تمام دوست داشتن ها

از تمام دوست داشته شدن ها

خداحافظی سخت است

وقتی برنامه ات ، رفتنی همیشگی باشد

و بدانی

تمام شده است

تمام ثانیه های با هم بودن

خداحافظی سخت است

آنقدر که گاهی

ته همه خاطرات تلخ و شیرین

دلت می خواهد بار و بنه ببندی

یک روز زودتر از قرار

بروی و پشت سرت را هم نگاه نیندازی

و لبانت بی صدا

تکان بخورد

به خداحافظی که هیچ وقت شنیده نمی شود...








دخترک
1392/02/5 ساعت 15:12 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )

دخترکی داشت قصه

که فاصله برایش سختی نداشت

دل که می باخت

آسمان را به زمین می دوخت

صبح به صبح

بهار را دعوت می گرفت برای دل آدمک

ساعت هایش، حرف هایش ، خنده هایش را

جمع می کرد

هدیه می داد به آدمک

بوی آدمک را عوض می کرد

رنگ تنش را

دست های سردش را محکم می گرفت

و قول میداد تا همیشه یادگار نگهش دارد

دخترک قصه اما

...

نمی خواهم ته قصه دخترک را بگویم

کم نمی کند تکرار قصه مان تلخی اش را

فقط

کافی ست

یادت بیاید

دخترک

عاشق دوست داشتن بود

 بلد نبود قهر را

و

دلش تند تند تنگ می شد ...








من ...
1392/02/5 ساعت 15:10 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )

دخترکی دارد

وجودم

حسش این روزها

طعم شکست می دهد

و دهانش

به خشکی

دهان دخترکی ست

که قرار است قربانی شود برای بت های بی جان

دخترکی دارد

وجودم

که انتظار شیشه ای اش کرده بود

هر حرف ترکی می انداخت بر دلش

ولی دست نمی کشید چشمانش از جاده

شکست اما

وقتی رد پایت به سوی خانه دو نفره بود

دخترکی دارد

وجودم

می داند نمی آیی

نمی خوانی

باز چند خط در میان

وسط خواب هایش

قصر می کشد برایت

تو را شهزاده تمام باور هایش می کند

دخترکی دارد وجودم

که وسط وسط امید هایش

یک ناامیدی دارد نفس ثانیه هایش را تنگ می کند ...








من دلم که می گیرد...
1392/02/5 ساعت 15:08 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )

من دلم که می گیرد

لبخند هایم برایت عریض تر می شود

شلوغ تر می شوم

بحث ها را نیمه ول می کنم

من دلم که می گیرد

نوشتن هایم یک در میان می شود

زیر کیبرد خیس

من دلم که می گیرد

با خودم قهر می کنم

دعوا می کنم

که دیدی باز خام دل شدی

خام دلتنگی و تنهاییش

بعد بغض گیر می کند توی گلو

و

اشک

تند تند سر می خورد

راستی تو ندیدی

ولی اشک های من درشت ترین قطره های دنیاست

دل سنگ را آب می کند

و من

بغض هایم را نمی شکند این اشک ها

من دلم که می گیرد

روی تخت

پاهایم را بغل می زنم

دانه دانه رشته های امید را

پاره می کنم

می شوم یک من خالی

که توی تنهایی هایش قدم می زند

بازار می رود

غرق خرید عید آدمک ها می شود

و یکهو می بیند 5 ساعت راه رفته

و کسی نگران نیست برایش

من دلم که می گیرد

مثل الان

پای هر خط سیاه مشق

زار می زنم

درد می کشم

یک بغض می زایم ...








من دخترم ...
1392/02/5 ساعت 15:07 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )

روز بدی بود امروز

دست هایم را محکم گرفته بودم که ننویسم

ولی نشد

هر کس نداند، تو که می دانی این سیاه مشق ها بغض های من است

ننویسم خفه ام می کنند

روز بدی بود امروز

وقتی تمام عمرت سعی کرده باشی حرف ها را

تکه ها را

نیش زبان ها را بیندازی ته ته ذهنت

فکر نکنی بهشان

بعد یکهو

نامردی کنند

شبیخون بزنند

دلت را پاره پاره کنند با هم

روز بدی بود امروز

می دانی من دخترم

دوست دارم گاهی

رنگ بکشم به صورتم

من دخترم

عاشقانه که بخوانی ام

برای بد اخمیت هم دلتنگ می شوم

من دخترم

آری تو راست گفتی

من عاشق ِ خود ِ دوست داشتنم

من دخترم

دلم می گیرد وقتی قرار باشد

دشمن باشی

من دخترم

تحمل می کنم دل تنگ نشدن هایت را

تحمل می کنم یادت برود من را

تحمل می کنم ...

ولی

یادت باشد

من دخترم

گاهی

فقط گاهی

کم می آورم

بغض می کنم

ساکت می شوم

چانه ام می لرزد

من دخترم

گاهی

دست هایی می خواهم

حصار شود

مرز بکشد بین من و دنیا

من دخترم ...







.....
1392/02/5 ساعت 15:05 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )

هستند آدم هایی

که باورشان شده

سکوت من

نفهمیدن است

باورشان شده

لبخند من

معنی اش

درد نداشتن زخم زبان هایشان است

باور کرده اند

که نمی فهمم زیر و رو کشیدنشان را

دروغ های کثیف شان را

هستند آدم هایی

که هنوز

باور نکرده اند

من

دانسته

حراج می زنم

محبت را

دل را

هستند آدم هایی

که هنوز

چشم های پر آبم را

وسط خنده های پر دردم

نمی بینند

که عادت کرده اند

من

همیشه رفیق تنهایی هایشانم

و تنها ، وسط روز های رفیق بازیشان ...








قضاوت ...
1392/02/5 ساعت 15:03 | | نوشته ‌شده به دست smh arya | ( نظرات )


دنیای ما

رنگی ست

هر آدمک یک رنگ

تکرار نشدنی

که قشنگ به چشم می آید توی بعضی پس زمینه ها

ولی

وسط  ِ وسط  ِ چند تای دیگرشان

چشم را آزار می دهد

دل را به هم می زند

و این

خاصیت رنگی بودن است

که پس زمینه تو را بکوبد

یا بیفرازد

بیا یاد بگیریم

دنیای ما

رنگی ست

و این

خاصیت رنگی بودن است

بیا به قضاوت نشینیم آدمک ها را







شروع می کنم به بافتن

به درست کردن کارت پستال

شروع می کنم به لبخند

به مهربان بودن

شروع می کنم به یادگاری دادن به آدما

که بعد رفتنم

 یک درنگ چند لحظه ای بیندازد

اسمم

گوشه ی قلبتان ...

دعوت می گیرمت

که تحفه کنم یادگاری هایم را

پوزخند می کشی

روی باورم

نمی آیی

و من

تنها

با خودم

جشن می گیرم رفتن را ...







 

 


با کلیک کردن بر روی+1
! ما را در گوگل محبوب کنید

با تشکر از حمایت شما